السيد حامد النقوي
262
عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي )
كالسحاب المركوم * و طفق يتسكّع فى غياهب الوساوس المورثة للوجوم * حتى رمته الشهب الثواقب بالرجوم * فعاد و هو شرّ مدحور و ملوم * و اصبح و هو اخزى مرمىّ و مرجوم * استدلال أعور واسطى به جمله رضاى « و أبو بكر و . . . » و رد آن به هشت وجه امّا آنچه اعور در تقرير وجه دوم سراييده و ثانيها ان بعض اهل السنة ينقل زيادة على هذا القدر و ذلك قولهم ان النبىّ صلّى اللَّه عليه و سلم قال انا مدينة العلم و على بابها و ابو بكر و عمر و عثمان حيطانها و اركانها و الباب فضاء فارغ و الحيطان و الاركان طرف محيط و رجحانهن على اللباب ظاهر پس در نهايت فساد و بطلان و غايت سخف و هوانست به چند وجه اوّل آنكه اصل حديث انا مدينة العلم و على بابها بطريق فريقين ثابت و محققست پس اگر اعور مرد مىدانست اين زيادت شنيعه را بطرق فريقين ثابت نمايد و ليس له الى هذا الى آخر الدهر من سبيل * فليمت غيظا حتى يلقى العذاب الوبيل دوّم آنكه اگر اعور افجر از اثبات اين زيادت بطرق فريقين قاصرست پس كاش آن را بطريق موثوق به نزد اهل نحلهء خود ثابت نمايد و اين مطلب نيز او را ممكن نيست چه احدى از اثبات سنيه اثبات اين زيادت دنيّه نكرده است و من ادعى فعليه البيان و لا يريده الا الخسران و الحرمان سوم آنكه اعور اگر از اثبات اين مرام نيز ناكام باشد پس كم از كم اين ست كه اسمائى آن بعض اهل سنت كه حسب ادعاى او اين زيادت سمجه را نقل كردهاند بيان نمايد تا از حقيقت حال كشف به عمل آيد آخر چرا كار بند اجمال و اخمال مىشود و با اين وقاحت و بىشرمى از تصريح اسماى ايشان دل دزدى مىكند چهارم آنكه فرضا اگر اعور افجر حالت تصريح اسماى ناقلين اين زيادت قبيحه نيز نمايد و ايشان از اكابر علماء و محدثين اهل سنت هم باشند نزد عاقل بصير نفعى به اين اعور فاقد البصر نمىرساند چه ظاهرست كه اين گونه زيادات كه سنيه بنقل آن متفرد باشند بر اهل حقّ هرگز حجت نمىتواند شد و ذكر آن بمقابلهء ايشان ناشى از جهل و عدوانست پنجم آنكه اين زيادت سخيفه كه اعور افجر آن را درين مقام آورده بذكر آن حسب زعم فاسد و رجم كاسد خود طريق افحام و الزام اهل حقّ كرام سپرده اگر چه سواى اعور احدى از اهل سنت آن را بچنين سياق و به اين الفاظ وارد نكرده ليكن اين زيادت خبيثه قطعا ماخوذست از بعض تحريفات شنيعه و زيادات فظيعهء و منّاعين و افاكين سنيّه كه درين حديث شريف از راه كيد و اغتيال و مكر و ادغال ارتكاب آن نموده بضاعت وزر و و بال و خسر و نكال براى سوء مآل خويش اندودهاند و چون ذكر تحريف محرفين اغمار و تصريف افاكين عضيهت شعار در اين حديث عزيز المثار بر زبان قلم رفت لهذا مناسب چنان مىبينم كه درين باب آنچه اين زرافه معدن الخرافة مساعى نامشكوره كردهاند بعضى از ان را درين مقام بمعرض بيان آرم و مسلك توهين و تهجين آن حسب افادات اكابر منقدين سپارم تا حقيقت حال